X
تبلیغات
دخــترانه

دخــترانه

همه چیز برای دخـتران

مطلب از يكي از دوستان كه درخواست كرده بودند براشون بذارم...

پنجره ای نشانم دهید ...

پنجره ای نشانم دهيد تا من برای هميشه نگاه منتظر پشت آن باشم.
پنجره ای نشانم دهيد.
من خانه ای دارم با چهار ضلع بلند آجری
روشنايی خورشيد را از ياد برده ام
آسمان پر ستاره را نيز.
پنجره ای نشانم دهيد.
پنجره ای كه پرواز گنجشكان را از پشت آن تماشا كنم
و خوشبختی مردمان را و گذر فصلها را.
در كوچه ما خانه ها را بی پنجره می سازند.
+ نوشته شده در  جمعه 1388/11/02ساعت 18:53  توسط فریبا طهماسبی  | 

مهریه عرفانی!

پانصد هزار شاخه گل و نوشتن ديوان شمس!
پسر جوان، وقتى پاى سفره عقد نشست و حاضر شد مهريه همسرش را پانصد هزار شاخه گل سرخ و يك جلد ديوان شمس تبريز به خط خودش در نظر بگيرد، نمى‌دانست چند سال بعد بايد چند هزار بيت شعر ديوان شمس را بنويسد..
به نوشته «ايران»، چندى پيش، زنى جوان به شعبه 264 دادگاه خانواده 121 مراجعه و با ارائه دادخواست طلاق به قاضى نحوى گفت: چند سال پيش بود كه جوان مهندسى به خواستگارى‌ام آمد. از همان اول تصميم گرفتم كه بناى زندگى‌مان را بر پايه تفاهم و عشق و عرفان بگذارم اين بود كه براى مهريه‌ام، پانصد هزار شاخه گل سرخ و ديوان شمس به خط شوهرم و چهارده سكه بهار آزادى تعيين كردم. فكر مى‌كردم اگر او حاضر شود چنين مهريه‌اى را بپذيرد، بايد از انديشه بالايى برخوردار باشد.
وى گفت: او هم پذيرفت و ما بعد از ازدواج، زندگى مشتركمان را آغاز كرديم. در اين مدت با اينكه از نظر عقيدتى ميان من و شوهرم تفاوتهايى بود و گاهى مشكل پيدا مى‌كرديم ولى من سعى مى‌كردم با گذشت باعث حفظ زندگى مشتركم شوم.
وى اد
امه داد: تا اينكه بعد از چند سال، روز به روز بر اختلاف ميان من و او اضافه شد و شوهرم و من به اين نتيجه رسيده ايم كه ديگر امكان ادامه اين زندگى وجود ندارد و به همين علت من به دادگاه خانواده مراجعه كرده و تقاضاى دريافت مهريه و طلاق دارم.
با درخواست اين زن جوان، قاضى دستور احضار اين مرد را به دادگاه داد. اين مرد جوان در برابر قاضى دادگاه خانواده گفت: آقاى قاضى! من و همسرم با اينكه از ابتدا سعى داشتيم تا پايه‌هاى زندگى مشتركمان را استحكام ببخشيم موفق نشديم و به همين علت من هم فكر مى‌كنم بهتر است تا از يكديگر جدا شويم.
وى گفت: طبق مهريه‌اى كه براى همسرم تعيين كرده‌ام، بايد ديوان شمس را به خط خودم براى او بنويسم و پانصدهزار شاخه گل به او بدهم.

قاضى نحوى پس از استعلام از اتحاديه گل‌فروشان، قيمت پانصدهزار شاخه گل را كه بخشى از مهريه عروس جوان بود، 150ميليون تومان محاسبه كرده و در حكمى به داماد جوان اعلام شد كه وى موظف به پرداخت 150 ميليون تومان ـ قيمت پانصد هزار شاخه گل سرخ ـ چهارده سكه بهار آزادى و نوشتن از روى اشعار ديوان شمس تبريزى است

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/12/05ساعت 22:15  توسط فریبا طهماسبی  | 

حقيقتي کوچک براي آناني که مي خواهند زندگي خود را 100% بسازند!!!

   
 اگر
 
A B C D E F G H I J K  L M N O P Q R S T U V W X Y Z
 
برابر باشد با
 
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26
 
 
 (تلاش سخت)     Hard work
 
H+A+R+D+W+O+ R+K
 
8+1+18+4+23+ 15+18+11= 98%
 
*
 
 (دانش)        Knowledge
 
K+N+O+W+L+E+ D+G+E
 
11+14+15+23+ 12+5+4+7+ 5=96%
 
*
 
 (عشق) Love    
 
L+O+V+E
 
12+15+22+5=54%
 
*
  خيلي از ما فکر ميکرديم اينها مهمترين باشند مگه نه؟!!!
پس چه چيز 100% را ميسازد؟؟؟
 
 (پول)     Money
 
M+O+N+E+Y
 
13+15+14+5+25= 72%
 
*
 
(رهبري) Leadership  
 
L+E+A+D+E+R+ S+H+I+P
 
12+5+1+4+5+18+ 19+9+16=89%
 
*
  پس براي رسيدن به اوج چه کنيم؟
 
(نگرش)       Attitude
 
1+20+20+9+20+ 21+4+5=100%
 
*
 
اگر نگرشمان را به زندگي، گروه و کارمان عوض کنيم زندگي 100% خواهد شد.
 
نگرش همه چيز را عوض ميکند،
 
 نگرشت را عوض کن همه چيز عوض ميشود...
+ نوشته شده در  جمعه 1386/11/05ساعت 14:28  توسط فریبا طهماسبی  | 

خانم ها از هداياي شما چه استنباطي دارند؟

با اینکه ممکن است مناسبات و تعطیلی های مختلف در طول سال لحظات خوشی برای گذراندن کنار همسرتان باشد، اما یک نکته خیلی مهم در اکثر این تعطیلی ها را فراموش کرده اید: هدیه دادن. چه عید باشد، چه نوروز، چه ولنتاین، روز زن و روز مادر، سالگرد ازدواجتان یا یک جشن تولد معمولی، مهارت شما در هدیه دادن به دقت مورد توجه همسرتان، نزدیک ترین دوستش، مادرش و و و خواهد بود.

لازم به ذکر نیست که هدیه دادن اهمیت بسیار زیادی دارد، پس صرفنظر از هدیه ای که میخرید، به نکات دیگری هم باید توجه کنید. با اینکه ممکن است خیلی پول خرج کرده باشید تا در اولین روز قرارتان با خانمی، با هدیه تان احساس خوبی در او ایجاد کنید، اما اگر هدیه را خیلی ساده با روزنامه کادوپیچ کنید،حتی بهترین هدیه ها هم بی ارزش جلوه خواهد کرد. پس اگر فکر می کنید که خودتان از عهده اش برنمی آیید، بهتر است کمی بیشتر خرج کنید و از یک متخصص کادو کردن بخواهید که هدیه تان را کادو کند. حالا اجازه بدهید بیشتر به محتوای هدیه تان توجه کنیم. می خواهیم به شما بگوییم که خانمتان درمورد هدیه ای که به او می دهید چه فکری خواهد کرد.

 

active_daneshjo Group

 

طلا و جواهرات

از آنجا که طلا و جواهر گران است و خیلی راحت می توان با آنها پز داد، معمولاً برای رابطه های خیلی جدی نگه داشته می شود. تصور خانمتان از چنین هدیه ای این خواهد بود که رابطه تان کاملاً جدی است و شما با اینکار تعهدتان را به او نشان داده اید. خانم ها خوب می دانند که مردها معمولاً برای یک رابطه الکی اینقدر پول خرج نمی کنند و چنین هدیه ای به آنها نشان می دهد که دوستشان دارید. اما اگر در دادن چنین هدیه ای به خانمی عجله کنید دو واکنش را در او به همراه خواهد داشت: 1) خانمی را که از احساسش به شما مطمئن نیست را می ترساند. 2) چون ممکن است احساس کند که می خواهید با چنین هدیه ای احساسش را بخرید، برایش آزاردهنده خواهد بود.

عطر

عطر در هدایای شخصی حد نهایی است، حتی بیشتر از طلا و جواهرات. رایحه ای که خانم ها بعنوان عطرشان انتخاب می کنند بسیار خاص و شخصی است. این یعنی شما باید خانمی را خیلی خوب بشناسید تا بتوانید عطری برایش بخرید که با سلیقه اش جور باشد. پس چون ممکن است برسد که در دقیقه آخر برایش هدیه خریده اید و وقت آنچنانی برایش نگذاشته اید، بهتر است تا می توانید از خریدن چنین هدیه ای خودداری کنید مگر اینکه بدانید دقیقاً چه عطری دوست دارد.

وسایل الکترونیکی

زندگی کردن در دنیای مدرن امروزی که تکنولوژی نقش بسیار مهمی در آن دارد، عجیب نیست که یک ابزار یا وسیله الکترونیکی برای او بخرید. این هدیه چه یک iPod باشد چه یک نوت بوک، به هر حال بسیار گرانقیمت خواهد بود و باعث می شود او تصور کند که شما فکر می کنید لیاقت این را دارد که با این تکنولوژی ها زندگیش کمی راحت تر شود. به خاطر تنوع زیاد اینگونه وسایل، می توانید به او ثابت کنید که با توجه به شیوه زندگی و علایق او، چقدر وقت گذاشته اید و برایش ارزش قائل بوده اید و آن چیزی را برایش هدیه گرفته اید که واقعاً به آن نیاز داشته است.

سفر

اختصاص دادن وقتتان به او می توانید یکی از ساده ترین و بهترین هدایایی باشد که به خانمتان می دهید. این اختصاص دادن وقت می تواند به هر طریقی صورت گیرد، از یک مسافرت گرفته تا یک اردو یا پیکنیک یک روزه و مطمئن باشید که تجربه ای بسیار لذت بخش برای او  خواهد بود.

علاوه بر این، خیلی از خانم ها چنین هدیه ای را نشانه این می دانند که وقت گذراندن در کنار او برای شما اهمیت زیادی دارد . برای رابطه تان ارزش قائلید. این هدیه برای کسی که فکر می کنید همانی است که می خواهید و دلتان نمی خواهد با یک هدیه مادی، او را از سر خود باز کنید، بسیار عالی است. تنها مسئله این است که نباید اجازه بدهید او بویی از ماجرا ببرد، اما خوب از قبل برنامه ریزی کنید تا هیچ مشکلی برای هیچکدامتان پیش نیاید.

لوازم خانگی

به استثنای درخواست های ویژه، خریدن لوازم خانگی به عنوان هدیه، این پیام را به همسرتان می رساند که ذره ای از عشق در وجود شما نیست یا اینکه به او فقط به عنوان یک خدمتکار نگاه می کنید که باید کارهای خانه را انجام دهد. بااینکه یک جاروبرقی جدید می تواند خیلی برای او مفید باشد، اما عملاً آتش عشق را در وجود او روشن نمی کند و باعث نمی شود که احساس خاص بودن کند.

اگر تصمیم گرفته اید که هدیه تان مسخره و بیهوده نباشد و برایش کاربردی باشد، بهتر است سراغ لوازم خانگی هایی بروید که کمی تجملاتی تر باشند. مثلاً یک دست ملحفه نخی مصری با طرح بسیار زیبا یا یک دستگاه قهوه ساز مدرن انتخاب بدی نیست و به او نشان می دهد که می خواهید سطح فعالیت های روزمره او را بالاتر ببرید.

وقتی از خودش بپرسید

با اینکه با اینکار می توانید دقیقاً همان چیزی را برایش هدیه بگیرید که خودش میخواهد، اما ممکن است این احساس را در او ایجاد کند که شما زحمت فکر کردن اینکه او چه می خواهد را به خودتان نمی دهید. اما اگر خانمتان خیلی وسواسی است و دوست دارد همیشه چیزی را که خودش انتخاب کرده بخرد، سعی کنید باتوجه به وضعیت جیبتان در کنار آن هدیه، یک هدیه کوچک هم با انتخاب خودتان برایش بخرید.

 خوردنی/نوشیدنی

با اینکه یک جعبه شکلات و یک جعبه نوشیدنی اعلا هدیه خیلی خوبی برای همسایه، همکار یا عمویتان است، اما اصلاً برای همسرتان مناسب نیستند. اگر با خانمی رابطه دارید که خیلی از اینجور خوردنی ها لذت می برد، می توانید گاه و بیگاه یا شکلات یا هر چیز دیگری که دوست دارد غافلگیرش کنید. درغیراینصورت اگر بخواهید برای یک هدیه مهم چنین چیزهایی را برایش بخرید، در نظر او خیلی پیش پا افتاده و ارزان خواهد آمد.

البته منظور ما این نیست که خرید یک جعبه شکلات بد است، نه اما اگر بخواهید شکلات را بعنوان هدیه اصلی به او بدهید جلوه خوبی ندارد.

خط آخر

هدیه دادن…quot;و گرفتن…quot;می تواند برای هر کسی یک موقعیت خیلی استرس آور باشد، مخصوصاً برای آنها که در یک رابطه هستند. حتی خانم هایی که اصلاً مادی گرا نیستند هم هدیه ای که به آنها می دهید را نشاندهنده مقدار ارزشی که برای رابطه تان قائلید و مقدار علاقه تان به آنها می دانند.

بااینکه ممکن است تصمیم گرفتن درمورد اینکه چه هدیه ای برای او بخرید کار سختی باشد، اما اگر کمی دقت کنید می بینید که همه خانم ها خودشان به اندازه کافی به شما نخ می دهند که چه چیزی لازم دارند یا دوست دارند داشته باشند. این شما هستید که باید به حرکات و حرف هایشان دقت و توجه داشته باشید تا هدیه دادن برایتان به تجربه ای بسیار لذت بخش تبدیل شود.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/11/05ساعت 14:26  توسط فریبا طهماسبی  | 

تعدادي از ضرب المثل هاي ايراني به انگليسي


بى خبرى , خوش خبرى
No news is Best news

شتر دیدى , ندیدى
You see nothing, You hear nothing

عجله کار شیطان است
Haste is from the Devil

کاچى به از هیچى
Somthing is better than nothing

گذشتها گذشته
Let bygones be bygones

مستى و راستى
There is truth in wine

نوکه اومدبه بازار کهنه شد دل آزار
Out with the old,in with the new

 هر فرازى را نشیبى است
High places have their precipices

هرکه ترسید مرد ,هرکه نترسید برد
Nothing venture , nothing have

همه کاره و هیچکاره
Jack of all trades and master of none

ارزان خرى , انبان خرى
Dont buy everything that is cheap

آشپز که دوتاشدآش یا شورمیشه یا بینمک
Too many cooks spoil the broth

انگار آسمون به زمین افتاده
It is not as if the sky is falling

اندکى جمال به از بسیارى مال
Beauty opens locked doors

آدم عجول کار را دوباره میکنه
Hasty work, Double work

آدم دانا به نشتر نزند مشت
A wise man avoids edged tools

آدم زنده زندگى مى خواد
Live and let live

آدم ترسو هزار بار مى میره
Cowards die Many times Before Their Death

کس نخاردپشت من جزناخن انگشت من
you want a thing done,do it yourself

آب رفته به جوى باز نمى گردد
What is done can not be undone

آب از سرش گذشته
It is all up with him

آب ریخته جمع شدنى نیست
Dont cry over the spilled milk

آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم
we seek water in the sea

آدم دانا به نشتر نزند مشت
A wise man avoids edged tools

آدم زنده زندگى مى خواد
Live and let live

آدم ترسو هزار بار مى میره
Cowards die Many times Before Their Death

کس نخاردپشت من جزناخن انگشت من
you want a thing done,do it yourself

آب رفته به جوى باز نمى گردد
What is done can not be undone

آب از سرش گذشته
It is all up with him

آب ریخته جمع شدنى نیست
Dont cry over the spilled milk

آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم
we seek water in the sea

+ نوشته شده در  جمعه 1386/11/05ساعت 14:20  توسط فریبا طهماسبی  | 

... همسري فداكار

+ نوشته شده در  جمعه 1386/11/05ساعت 14:13  توسط فریبا طهماسبی  | 

متاسفانه 80% ازدواجها از انگيزه هاي غلط و خود خواهانه نشات ميگيرند توجه كنيد...

  1- فشار اطرافيان: تـاثيراتي است كه دوستان،خانواده،جـامـعـه و حتي عقايد شما بر شما تحـــميـــل مـي كنند.
پيامي كه مضمون آن اينچنين است: "تو بايد در يك رابـطه بـا جــنس مخــــالف خود باشي و يا حتما ازدواج كني، اگر رابــطه نداشته باشي و يا ازدواج نكرده باشي حتما عيبي در تـو وجــود دارد." در جــامعه فـــشار زيادي به افراد مجرد تـحمـــيل ميگردد اما ديگر زمان آن فرا رسيده است كه آنها را بـه حـــــال خود رها كنيم و بياموزيم كه تجرد آنها را درك كــرده و ارج نـهـــيم. هر فردي مختار است مجرد بماند و يا ازدواج كند.
2- رهايي از تنهايي و افسردگي: بسياري از افراد تنها به اين خاطر كه تنها هستند( و يا از تنها ماندن هراس دارند) و يا مايوس ميباشند تن به ازدواج ميدهند. آنها تصور ميكنند كه ازدواج مشكل آنها را مرتفع ميكند. اما در اين شرايط معمولا فرد قادر به يك گزينش صحيح نميباشد و احتمال آنكه فرد با شخص نامناسبي ازدواج كند زياد است. يك انسان نااميد و تنها پس از ازدواج نيز تنها خواهد ماند. برخي افراد تا آن حد از لحاظ عاطفي تهي ميباشند كه اميدي به يك ازدواج موفق با هيچ فردي را احتمال نميدهند. در نهايت نيز اينگونه افراد گرفتار روابط محنت زا و غم انگيزي ميشوند.
3- عطش جنسي: برخي افراد آنقدر غرق در غرايض جنسي خود ميبانشد كه جز روابط جنسي به چيزي ديگري نمي انديشند. آنها رابطه جنسي را به يك رابطه صميمانه و دراز مدت ترجيح ميدهند. اين گونه افراد تنها بدنبال يك همخوابه ميباشند تا يك همسر خوب. اينگونه ازدواجها نيز پس از مدتي به سردي گراييده و از هم ميپاشد. اين انگيزه معمولا در مردان مشاهده ميشود و تعداد آنها هم كم نيست.
4- گريختن از واقعيات زندگي خود: بسياري از افراد ازدواج ميكنند نه به اين خاطر كه شخص مناسبي را براي ازدواج يافته اند، بلكه به جهت آنكه عذري براي دوري گزيدن از مشكلات و واقعيات زندگي خود تراشيده باشند. زندگي اينگونه افراد عاري از شور و اشتياق و هدف مشخص ميباشد. اما جاي آنكه راه حل را درون خودشان بيابند ازدواج كرده و تصور ميكنند با ورود فرد ديگري در زندگيشان، زندگي آنها نيز از سكون و كسالت آوري بيرون خواهد آمد.
5- گريختن از رشد و بالندگي: اينگونه افراد تنها به اين منظور ازدواج ميكنند كه فرد ديگري مسئوليت مراقبت از انها را به عهده گيرد. اينگونه افراد معمولا از لحاظ عاطفي به شريك خود وابسته ميشوند. اينگوه ازدواجها در موارد زير نمود بيشتري دارند:
ازدواجهايي كه اختلاف سني فاحشي ميان دو فرد وجود دارد.
  • در ازدواجهايي كه اختلاف فاحشي در قدرت مالي و يا موفقيت شغلي دو فرد وجود دارد.
  • ازدواجهايي كه مغايرت محسوسي در سبك زندگي دو فرد وجود دارد.
  • 6- احساس گناه: برخي افراد كه پيش از ازدواج با فردي رابطه دراز مدت داشته اند تن به ازدواج با فرد ميدهند به اين خاطر كه از ترك كردن شريك خود هراس دارند كه پس از رفتن آنها چه بر سر شريكشان خواهد آمد. همچنين احساس گناه ميكنند زيرا كه تصور ميكنند آنطور كه بايد و شايد رفتار پسنديده اي نسبت به شريك خود نداشته اند و يا متقابلا لطفهايي كه شريكشان در حق آنها روا داشته را جبران نكرده اند. هنگامي كه فرد از روي احساس گناه و عذاب وجدان و نه از روي عشق واقعي تن به ازدواج با فردي ديگر ميدهد ثمري جز ناكامي و نابودي هر دو فرد در پي نخواهد داشت.
    7- پر كردن خلاء احساسي و معنوي: اينگونه افراد داراي حس پوچي و بي ارزشي ميباشند و ميخواهند توسط فرد ديگري خلاء وجودي خود را به گونه اي پر كنند اما بايد آگاه باشند كه هر ميزان هم كه فرد مقابلشان آنها را دوشت داشته باشد قادر به پر كردن خلاء هاي زندگي آنها نميباشد.
    8- پذيرش اجتماعي: جامعه به افراد مجرد به چشم يك انسان متهم مينگرد. اين جمله را در درب ورودي بسياري از رستورانها و يا مراكز ديگر زياد ديده ايد: "ورود افراد مجرد ممنوع" و يا بسيار از موسسات و ادارات افراد مجرد را به استخدام خود در نمياورند. بنابراين ازدواج انگيزه اي ميگردد براي جوانان تا در جامعه مورد پذيرش قرار گيريند.
    9- تامين مخارج زندگي: اينگونه ازدواجها در زنان بيشتر به چشم ميخورد كه به منظور تامين نيازهايشان با مرد ثروتمندي تن به ازدواج ميدهند.
    10- اعتماد بنفس پايين: برخي افراد با نخستين فردي كه به آنان پيشنهاد ازدواج ميدهد ميپذيرند و ازدواج ميكنند. اينگونه افراد به لحاظ اعتماد بنفس پايينشان ميپندارند قابل دوست داشتن نبوده و يا ارزش، زيبايي، محاسن و هنر كافي در خود سراغ ندارند كه فردي شيفته آنان گردد. آنان از ترس آنكه نكند فرد ديگري آنان را نپسندد و شايد اين آخرين فرصتي باشد كه در زندگي برايشان ايجاد گشته، شتابزده تن به ازدواج ميدهند.(مانند دختراني كه خيلي زود ازدواج ميكنند)
    11- اخذ تابعيت كشور ديگر: اينگونه افراد براي اخذ تابعيت كشور خاصي تن به ازدواج ميدهند كه يك ازدواج مصلحتي محسوب ميگردد.
    12- بي ارزش شمردن ارزش خود: اينگونه طرز تفكر در زنان به چشم ميخورد. اينگونه زنان و يا دختران چنين ميپندارند كه وظيفه يك فرد تامين مخارج معيشتي و وظيفه يك زن تنها برآورده ساختن نيازهاي جنسي مرد ميباشد. آنها ارزش زن را در سطح يك همخوابه صرف ميدانند. يكي از عللي كه دختران جوان با مردان مسن ازدواج ميكنند همين مسئله ميباشد.
    به خاطر داشته باشيد كه بهترين سن ازدواج بر اساس مطالعات 32 سال ميباشد. بنابراين عجله نكنيد و با ديد گشوده شريك زندگي خود را برگزينيد. همچنين سعي كنيد پيش از بچه دار شدن حداقل 2 سال از ازدواج شما گذشته باشد تا رابطه شما با فرد مقابل به ثبات مطمئني رسيده باشد
    + نوشته شده در  جمعه 1386/11/05ساعت 14:10  توسط فریبا طهماسبی  | 

    خصوصیات آقا پسرها و دختر خانمها از 14 تا 28 سالگی

    خصوصیات آقا پسرها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی...

    سن ۱۴ سالگی: تازه توی این سن هر روز از بر تشخیص میدن! (اول بدبخت!)

    سن ۱۵ سالگی: یاد می گیرن که تو خیابون به مردم نگاه کنن!... از قیافه خودشون بدشون میاد.

    سن ۱۶ سالگی: توی این سن اصولا ً راه نمیرن، تکنو میزنن! ... حرف هم نمیزنن، داد میزنن! با راکت تنیس هم گیتار میزنن!

    سن ۱۷ سالگی: یکمی مثلاً آدم میشن!... فقط شعرهاشون رو بلند بلند میخونن!

    سن ۱۸ سالگی: هر کی ر. می بینن، تا پس فردا عاشقش میشن!... آخ! آخ! آهنگهای داریوش مثل چسب دوقلو بهشون می چسبه!

    سن ۱۹ سالگی: دوست دارن همه چیز را در آن واحد داشته باشن!... تیز میشن! ابی گوش میدن!

    سن ۲۰ سالگی: از همشون رو دست میخورن!.. ستار گوش میدن که نفهمن چی شده!

    سن ۲۱ سالگی: زندگی رو چیزی غیر از این بچه بازیها می بینن!  (مثلاً عاقل میشن)

    سن ۲۲ سالگی: نه! می فهمن که زندگی همش عــشقه!... دنبال یه آدم حسابی میگردن!

    سن ۲۳ سالگی: یکی رو پیدا می کنن! اما مرموز میشن! (دیدشون عوض میشه!)

    سن ۲۴ سالگی: نه! اون با یک نفر دیگه هم دوسته! اصلاً لیاقت عشقه منو نداشت!

    سن ۲۵ سالگی: عشق سیخی چند؟!! ... طرف باید باباش پولدار باشه! حالا خوشگل هم باشه بد نیست!

    سن ۲۶ سالگی: این یکی دیگه همونیه که همهء عمر میخواستم!... افتخار میدین غلامتون بشم؟

    سن ۲۷ سالگی: آخیــش!

    سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پام میشکست و خواستگاری تو نمیومدم!!!

     

    خصوصیات دختر خوانمها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی...

    سن ۱۴ سالگی: تا پارسال هر کی بهشون می گفت:چطوری؟ می گفتن: خوبم مرسی! حالا میگن: مرسی خوبم!

    سن ۱۵ سالگی: هر کی بهشون بگه سلام، میگن علیک سلام! ... نقاشیشون بهتر میشه (بتونه کاری و رنگ آمیزی و ...)

    سن ۱۶ سالگی: یعنی یه عاشق واقعین!... فردا صبح هم می خوان خودکشی کنن!... شوخی هم ندارن!

    سن ۱۷ سالگی: نشستن و اشک می ریزن!... بهشون بی وفایی شده!... (کوران حوادث)!

    سن ۱۸ سالگی: دیگه اصلاً عشق بی عشق!... توی خیابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنند!

    سن ۱۹ سالگی: از بی توجهی یک نفر رنج می برن!... فکر می کنن اون یه آدم به تمام معناست!

    سن ۲۰ سالگی: نه! نه! اون منو نمی خواست! ... آخرش میره یه کور و کچلی و میگیره! میدونم!

    سن ۲۱ سالگی: فقط ۲۷-۲۸ سالگی قصد ازدواج دارن! فقط!

    سن ۲۲ سالگی: خوش تیپ باشه! پولدار باشه! تحصیلکرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ که چی نباشه!)

    سن ۲۳ سالگی: همه ء خواستگارها رو رد می کنن!

    سن ۲۴ سالگی: زیاد مهم نیست که چی ریختیه! یا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه ! ما رو به اون چیزایی که نرسیدیم برسونه!

    سن ۲۵ سالگی: اااه! ... پس چرا دیگه هیچکس نمیاد! ؟ هر کی میخواد باشه! باشه!

    سن ۲۶ سالگی: یه نفر میاد!... همین خوبه!... بله!

    سن ۲۷ سالگی: آخــیش!

    سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پات میشکستو خواستگاری من نمیومدی!!

     

    + نوشته شده در  سه شنبه 1386/06/27ساعت 11:44  توسط فریبا طهماسبی  | 

    یکی از شعرهای خودم

    مرداب اتاقم كدر شده بود
    و من زمزمه ي خون را در رگ هايم مي شنيدم
    زندگي ام در تاريكي ژرفي مي گذشت
    اين تاريكي،طرح وجودم را روشن مي كرد
    در باز شد
    و او با فانوسش به درون وزيد
    زيبايي رها شده اي بود
    و من ديده به راهش بودم
    روياي بي شكل زندگي ام بود
    عطري در چشمم زمزمه كرد
    رگ هايم از تپش افتاد
    همه ي رشته هايي كه مرا به من نشان ميداد
    در شعله ي فانوسش سوخت
    زمان در من نمي گذشت
    شور برهنه اي بودم
    او فانوسش را به فضا آويخت
    مرا در روشن ها مي جست
    تار و پود اتاقم را پيمود
    و به من ره نيافت
    نسيمي شعله ي فانوس را نوشيد
    وزشي مي گذشت
    و من در طرحي جا مي گرفتم
    در تاريكي ژرف اتاقم پيدا مي شدم
    پيدا!براي كه؟
    او ديگر نبود
    آيا با روح تاريك اتاق آميخت؟
    عطري در گرمي رگ هايم
    جا به جا مي شد
    حس كردم با هستي گمشده اش مرا مي نگرد
    ومن چه بيهوده مكان را مي كاوم
    آني گم شده بود

    + نوشته شده در  دوشنبه 1386/06/26ساعت 9:8  توسط فریبا طهماسبی  | 

    نظر شما در مورد ازدواج موقت

     

     
     
     
     
     
     
     
     
     
     
     
     

     

    + نوشته شده در  شنبه 1386/06/24ساعت 11:34  توسط فریبا طهماسبی  |